خرید بک لینک
مشرق - ارتباطات امن و پایدار یکی از ارکان موفقیت هر مجموعه نظامی محسوب می شود که این موضوع در جمهوری اسلامی ایران به علت تلاش مضاعف دشمن برای کسب اطلاعات از مجموعه های مهم نظام، اهمیتی دوچندان می یابد.

بی اعتمادی منطقی نیروهای مسلح کشورمان به تولیدات ارتباطی و مخابراتی کشورهای پیشرفته جهان، سپاه پاسداران را بر آن داشت تا در آخرین روزهای منتهی به سال «تولید ملی؛ حمایت از کار و سرمایه ایرانی» شبکه ارتباطی چند لایه، سراسری و مدرن را در تمامی ارکان خود راه اندازی کند.

این سامانه با نام «پروژه بصیر» بزرگ ترین پروژه ارتباطی مستقل سپاه است كه به طور بومی طراحی و اجرا شده است.

در این سامانه جدید علاوه بر پوشش سراسری شبكه در مراكز استان ها و در جغرافیایی كه فضای عملیات سپاه است، قابلیت اتصال به خطوط كوثر سپاه، خطوط شهری و همراه هم وجود دارد كه از سوی مدیریت شبكه در مركز برای هر كاربر تعریف می شود و قابلیت تماس انتخابی را دارد.

به گزارش مشرق، نکته جالب در طراحی و ساخت این شبکه داخلی آن است که با وجود اینكه فناوری این محصول در انحصار چهار كشور"آلمان، ژاپن، چین و روسیه" بود، متخصصان فناوری اطلاعات سپاه توانستند ایران را به عنوان پنجمین كشور صاحب این فناوری معرفی کنند و در حالی که خرید این سامانه از خارج مبلغی بیش از 45 میلیون دلار هزینه در بر داشت، تولید بومی آن تنها معادل شش میلیون دلار هزینه برد كه در برخی شاخص ها نیز بهتر از نوع خارجی آن است و امنیت کامل را در برقراری ارتباط تامین می کند.

قرار است در فاز بعدی این پروژه که در حال انجام است، با استفاده از سامانه های داخلی، تمامی سامانه های آنالوگ موجود، به دیجیتال تبدیل شوند.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

هزینه دیر کرد هر روز در بیمه نمودن اتومبیل زیر اسامی آنها به ریال آمده است.


*ردیف دو شامل تمامی خودرو های سواری ۴ سیلندر بجز رنو،پراید،ماتیزو پیکان میباشد.

*ردیف ۳ شامل تمامی خودرو های سواری ۶و۸ سیلندر میباشد.

*بیمه گذاران بیمه نامه های عمرو پس اندازاین نمایندگی میتوانندازتمامی خدمات بیمه آسیا دراین نمایندگی به صورت اقساطی با تخفیفات ویژه بهرمند شوند.


جهت محاسبه حق بیمه،بیمه نامه شخص ثالث تمامی وسائط نقلیه با تعهدات مختلف اینجا کلیک نمائید.

جهت محاسبه حق بیمه، بیمه نامه بدنه تمامی وسائط نقلیه با پوشش های مختلفاینجا کلیک نمائید

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

به نقل از العربیه، شرکت ایتالیایى "فورنارینا" مجموعه اى از تصاویر و تیزرهاى تبلیغاتى را ارایه کرده است که در آنها خانم مانکن لباسهایى را با رنگ روشن و مناسب غربىها براى فصل بهار پوشیده است و تبلیغ مىکند، در حالى که زمینهى پشت او و اطرافش را در و دیوارهاى یک مدرسهى دینى تاریخى گرفته که بر آنها آیات قرآن نقش بسته است
این مدرسهى تاریخى در شهر مراکش واقع در جنوب این کشور قرار دارد و نامش "مدرسه ابن یوسف" است. مدرسه مذکور تا چند سال پیش محل آموزش علوم دینى بود ولى پس از تغییر مکان تحصیل طلاب دینى، این مکان به یک نقطه ى گردشگرى تبدیل شده و مورد بازدید جهانگردان شده است.
گفتنى است مدرسهى ابن یوسف در سال 1346 میلادى توسط سلطان ابوالحسن مرینى ساخته شده است و شهرت بسزایى در تدریس علوم دینى داشته است.
خانم مانکنى که با لباسهاى بهارى و تقریبا نیمه عریان در تیزر تبلیغاتى دیده مىشود، لباسها را بر تن خود نشان مىدهد، حال آنکه آیات قرآن پشت سر او دیده مىشود.
ظاهراً شرکت ایتالیایى خواسته از شهرت مکان استفاده کند، تا علاقه مندى به لباسهایش را بیافزاید؛ لیکن این کارش نتیجهى عکس داده است.


برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

شاید بعد از دیدن این عکس خود آقای اویسی هم به سختی به این شباهت تن دهد .

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

Greader
آلبرت اینشتین :: Albert Einstein

آلبرت اینشتین :: Albert Einstein

آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ – درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیکدان نظری زادهٔ آلمان بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای همارزی جرم و انرژی (E=mc۲) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمدهای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگترین فیزیکدانانی شناخته میشود که به این جهان پا گذاشتهاند.

کودکی اینشتین

آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش، پولین نی کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم میآمد، اما از عکسهای او معلوم است که سر او نسبت به بدنش بزرگتر بوده است. به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوشخیم» گفته میشود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد.

 

کودکی آلبرت اینشتین

کودکی آلبرت اینشتین

یکی دیگر از مشهورترین جنبههای کودکی اینشتین این است که او خیلی دیرتر از بچههای معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت میکرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین و گرایش او به بیتوجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل اینشتین، او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی اینشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگها و نظرات آسیب شناسانهای به او نسبت داده میشد.

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودیهایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس میخواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون را فراگرفت. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سونات ویلون موتسارت بدست میآورد.

وقتی اینشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطبنمای جیبی نشان داد و اینشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر میگذارد. او بعدها این اتفاق را یکی از تحولآمیزترین اتفاقات زندگیاش توصیف کرد.

در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شبها به منزل خانواده اینشتین میآمد، اینشتین را با مهمترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها میتوان به نقد خرد ناب از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتابهایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک میکردند.

در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب و کار هرمان اینشتین در صنعت الکتروشیمی، خانوادهٔ اینشتین از مونیخ به پیوا – شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان – مهاجرت کردند . اینشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان بررسی وضعیت اتر در زمینههای مربوط به مغناطیس، در همان زمان برای یکی از عموهایش مینوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانوادهاش رهسپار پریوا شد . یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد و این بدان معنا بود که اینشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد. در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی که به آیینه آلبرت اینشتین شهرت دارد را انجام داد. او پس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجهگیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بینندهاش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که کاملا گویاست ... جسیکا کاکس متولد 1983 در آریزونای آمریکا اولین شخصی بود که مجوز خلبانی بدون دست در جهان را کسب کرد. او همچنین به عنوان اولین دارنده کمربند سیاه در تکواندو است. جسیکا در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی از دانشگاه آریزونا و به عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می کند. جسیکا بر این باور است که با ترکیب خلاقیت، پایداری، شهامت و بی باکی، هیچ چیز غیر ممکن نیست.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

قدم های اول

۱- در اولین قدم گوشی را خاموش و باتری گوشی را خارج کنید. اگر هم خشک خشک نشده است اصلا توی گوشی نیاندازید چون ممکن است اتصالی کند. احتمالا سوختن باتری زیاد است پس اگر گوشی بعد از خشک کردن کار نکرد در وهله اول فکر نکنید گوشی سوخته است!

۲- سیم کارت را هم در بیاورید. خیلی سریع این کار را انجام بدهید چون سیم کارت هم خیلی حساس است و اگر در معرض آب بماند سریع میسوزد. خسارتش سنگین نیست اما از وقت و کار و زندگی میاندازد حسابی.

۳- از سشوار استفاده نکنید. سشوار اولین راهی است که پیشنهاد میدهند اما سشوار باد داغی میزند که خودش هم میتواند باعث خرابی بشود. اگر سشوار شما برای گرمایش درجهبندی دارد از درجه گرمای کم میتوانید استفاده کنید. هر چند توصیه میکنیم از راههایی که در ادامه ذکر میشود استفاده کنید.

و حالا ۵ ابزار بسیار مفید برای خشک کردن گوشی تلفن همراه :

یک: برنج نپخته

مادر شما دانشمند بزرگی است. او تجربیات بسیار زیادی در زندگی دارد و روزانه از تعداد زیادی از آنها استفاده میکند. برای مثال در آشپزی از خاصیت نمگیری برنج استفاده میکند تا پلویی خوش طعم برای شما تهیه کند.

این ویدیو نشان میدهد که شما میتوانید با یک کاسه برنج خام و قرار دادن گوشی در میان آنها نجات پیدا کنید.

دو :سیلیکا ژل

برنج خوب است اما یک جور گرد و غبار خاص دارد که حتما متوجه آن شدید. اگر یک کیسه بزرگ برنج را خالی کنید بهتر متوجه میشوید. برای همین است که برنج را میشورند قبل از هر کاری. همین مسئله شاید موجب بشود که شما از استفاده از برنج خام واهمه داشته باشید.

سیلیکا میتواند درمان این ترس شما باشد. سیلیکا همان مادهای که به عنوان سیلیکا ژل معمولا در بستههای دستگاههای الکترونیکی و لباسهای تازه خریده قرار میدهند. فقط یادتان باشد که سیلیکا ژل کمی سرعت پایینی در جذب رطوبت دارد برای همین باید سریعا دست به کار شوید و وقت را هدر ندهید.

سه :جاروبرقی

اگر در منزل هستید به جای گشتن دنبال سشوار به دنبال جاروبرقی بگردید! در این مقاله میخوانیم که با ۲۰ دقیقه جارو کردن قسمتهای خیس شده میتوان رطوبت قسمتهای داخلی گوشی را کاملا از بین برد و بعد از ۳۰ دقیقه بدون هیچ مشکلی دوباره از گوشی استفاده کرد.

این روش سریعترین و موثرترین روشی است که میتوانید برای خشک کردن کامل اجزای داخلی موبایل استفاده کرد.

چهار :آب خالص

اگر دیدید یک نفر گوشیش را درون آب انداخت فکر نکنید دیوانه است! این راه درمان برای افتاده در آب نمک است. مخصوصا خانمهای خانهدار زیاد پیش میآید که تلفن همراهشان داخل آب نمک بیافتد.

نمک حالت خورندگی بالایی برای قطعات الکترونیکی دارد. اول از همه اگر خیلی خیس شده و دیگر یک ذره خیس شدن بیشتر برایش فرقی نمیکند آن را داخل آب تمیز بیاندازید و کمی حرکت بدهید که نمک خارج شود. بعد با روشهایی که گفته شد آن را تمیز کنید.

پنج :یخچال

اگر فکر کردید که راههای عجیب و غریب ما تمام شده است اشتباه کردید. این یکی از همه عجیبتر است چون معمولا فکر میکنیم که باید با گرما رطوبت را از بین برد.

AdvancedTelecom میگوید استفاده از یخچال یک راه عالی نجات گوشی خیس شده است. برای استفاده از این راه گوشی را داخل فریزر نگذارید. دلیلش این است که معمولا گوشیهای ما از صفحه نمایش LCD استفاده میکنند. ال سی دی مخفف Liquid crystal display است. مشخص است که اگر یک مایه را در فریزر بگذاریم یخ میزند و تغییرات حالت میدهد

گوشی را در قسمتهای میانی یخچال قرار بدهید و بعد از نیم ساعت در بیاورید. ۱۰ دقیقه صبر کنید و دوباره این روند را طی کنید تا به جایی برسد که مطمئن شوید گوشی خشک خشک شده است.

تمامی راههایی که در این مقاله ذکر میشود از منابع مختلف موجود در اینترنت ( و و و ) جمعآوری شده است. هیچکدام از این راهها را خودم تست نکردم چون خودم هیچوقت گوشیم خیس نشده است. لطفا با احتیاط عمل کنید چون مسئولیتش گردن خودتان خواهد بود!

سالانه حدود ۸۸۰ هزار انگلیسی به خاطر افتادن موبایل در آب اعصابشان را خرد میکنند. اگر برای شما این اتفاق افتاد خونسردی خود را حفظ کنید و با آرامش راههای بالا را تست کنید. بعد هم نتیجه را همینجا بیان کنید تا دیگران هم استفاده کنند. این جوری از این به بعد خیس شدن گوشی به معنای سوختنش نخواهد بود.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

صحبت درباره فردی که در جمع حاضر نیست، خصلت پسندیدهای به شمار نمیآید، اما جوامع برای تداوم بقای خود به آن احتیاح دارند. ما با صحبت درباره افراد غایب، به همدیگر در برخورد با افراد نادرست هشدار میدهیم.

انسانها در موقعیتهای مختلف برای ارتباط برقرار کردن با هم از هر فرصتی استفاده میکنند و در بیشتر مواقع موضوع مکالماتشان حول محور "دیگران" میچرخد. تقریبا دو سوم محتوای گفتوگوهایی که بین انسانها صورت میگیرد در مورد افرادی است که در جمع حضور ندارند.

کودکان در حیاط مدرسه، همکاران هنگام نوشیدن قهوه و همسایگان در حین رفت و آمد روزمره، همگی به این موضوع میپردازند و با هم بحث و مشورت میکنند. هم زنان و هم مردان در تمام مراحل تاریخ و در همه فرهنگها همین طور برخورد میکردهاند.

بدگوئی و پشت سر دیگران حرف زدن در همه جوامع معمولا خصلتی ناپسند محسوب میشود، اما گاهی اوقات میتواند تأثیری سازنده نیز همراه داشته باشد. روانشناسان و پژوهشگران علم تکامل در سالهای اخیر در جریان بررسیهای مختلف متوجه شدهاند که بدون وجود گفتوگو درباره دیگران که ظاهرا سطحی و بیهوده به نظر میرسد، جوامع نمیتوانند به بقای خود ادامه دهند. با وجود اینکه محتوای این مکالمات معمولا بسیار پیشپاافتاده است، اما اهمیت زیادی دارد.



راب ویلر (Robb Willer)، روانشناس از دانشگاه کالیفرنیا اعتقاد دارد که حرفهای به اصطلاح "خالهزنکی" تنها محدود به بدگوئی نمیشود، بلکه همچنین تعیینکننده معیارهای اخلاقی و ارزشهای فرهنگی در جامعه است.

نیاز به اطلاعرسانی درباره برخورد غیرعادلانه


راب ویلر با کمک همکارانش در جریان یک کار پژوهشی، رفتار گروهی از افراد داوطلب را هنگام مشاهده بازی بین دو نفر مورد بررسی قرار دادند. یکی از دو بازیکن همواره خلاف قوانین بازی عمل میکرد. مشاهده برخورد بازیکن متخلف باعث میشد که ضربان قلب داوطلبان تند شود. هنگامی که به داوطلبی اجازه داده میشد که به بازیکن دیگر با کمک یادداشتی در مورد تقلب بازیکن متخلف هشدار دهد، آنگاه ضربان قلب او نسبت به دیگران سریعتر به حالت عادی برمیگشت.

داوطلبان نیز خود پس از اتمام پژوهش میگفتند که حین مشاهده بازی، "غیبت کردن" آنها را آرام میکرده است. بسیاری از آنها گفتند که حتی حاضر بودند مبلغی بپردازند تا اجازه داشته باشند برخورد اشتباه یک بازیکن را به اطلاع دیگری برسانند. بازیکنان نیز از این اطلاعرسانی بهرهمند میشدند، زیرا نسبت به برخورد غیرعادلانه بازیکن متخلف آگاه میشدند.

پژوهشگران احتمال میدهند که ظاهرا یکی از انگیزههای غیبت کردن کمک به دیگران است. ویلر میگوید: «ما وقتی که قصد داریم از سودجوئی جلوگیری کنیم، نباید احساس عذاب وجدان داشته باشیم.»

تمایل به کسب نظر مثبت دیگران در مورد خود

سالهاست که دانشمندان تلاش میکنند از طریق بررسیهای مختلف دریابند که کلا چرا این کشش برای کمک کردن در داوطلبان به وجود میآید، حتی زمانی که خود نفعی از شرایط نمیبرند؟

مانفرد مینیسکی Manfred Miniski، مدیر بخش زیستشناسی تکاملی در موسسه ماکس پلانک در این باره میگوید: «اهمیت خوشنام بودن برای افراد در جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است.» او میافزاید: «به طور مثال من در ایستگاه قطار جای خود را در صف به فردی غریبه میدهم. دیگران این صحنه را میبینند و از برخورد من تعریف میکنند. به این ترتیب بعدا من خود از شهرت خوبی که کسب کردهام بهره خواهم برد.»

در وقع میتوان صحبت کردن درباره دیگران را به عنوان ابزاری دید برای دستیابی به خوشنامی در جامعه.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

 

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

حتی اگر این موضوع درست باشد، و شما فردی کاملاً درونگرا هم باشید اما باز هم امیدی برای کسب برخی خصوصیات افراد برونگرا وجود دارد.

برای ایجاد تغییر و تحول در خودتان باید همیشه سه اصل را رعایت کنید:
۱) با گروههای مختلف مردم راحت باشید
۲) ملاقات با دیگران را زیاد بر خودتان سخت نگیرید
۳) بدون نگرانی از اینکه چه باید بگویید باب گفتگو را باز کنید.

● چگونه برونگرایی را در خود تقویت کنید
شما میتوانید بدون اینکه دست به تغییر شخصیت خود بزنید، و فقط با برداشتن چند گام ساده مهارتهای برونگرایی را در درونتان ایجاد کرده و تقویت کنید.

برای شروع و در اولین گام باید سعی کنید بیشتر وقت خود را با دیگران بگذرانید. اگر احساس میکنید با قرار گرفتن در موقعیتهایی که به معاشرت با تعداد زیادی از افراد نیاز دارد، تحت فشار قرار میگیرید و معذب میشوید، مطمئن باشید که این موضوع زیاد ارتباطی به ساختار شخصیتی شما ندارد و تنها با این دلیل است که تجربه حضور در چنین موقعیتهایی را نداشتهاید.

برای برداشتن گام اول ابتدا به یک پیش گام احتیاج دارید، به دلیل اینکه شما تا بحال فردی برونگرا نبودید برای ملاقات و معاشرت با دیگران انگیزه لازم را نداشتید، و تا زمانیکه این انگیزه در شما ایجاد نشود، نمیتوانید برونگرا شوید.

اگر در چنین حلقه انزواطلبانهای گرفتار شوید، برای خلاص شدن و شکستن آن دو راه بیشتر ندارید.

۱) به دنبال فعالیتهای گروهی مورد علاقه خود بگردید.
۲) پیله تنهایی که به دور خود تنیدهاید را پاره کنید.

● به دنبال فعالیتهای گروهی مورد علاقه خود بگردید:
یکی از موانعی که راه اجتماعی شدن را بر بسیاری از افراد درونگرا سد میکند، این است که نمیتوانند فعالیتهای اجتماعی مورد علاقه خود را به درستی پیدا کنند.

شما میتوانید افرادی را شناسایی کنید که از بودن در کنار آنها لذت میبرید و در معیت آنها به انجام فعالیتهای دستهجمعی بپردازید. قرار نیست که شما با هر تیپ آدمی در ارتباط باشید و معاشرت کنید، چرا که سنگ بزرگ علامت نزدن است، قدم به قدم و آهستهآهسته خود را با وضعیت جدید وفق دهید، این روش نقطه شروع مناسبی خواهد بود.

● پیله تنهایی خود را پاره کنید:
در درون تمام افراد درونگرا ترسی ناخودآگاه نسبت به قرار گرفتن در محیطهای اجتماعی وجود دارد. راهکار دومی که به شما پیشنهاد میکنیم این است که این ترسها را دور بریزید.

همه افراد برای خود یک حریم خصوصی دارند که در مورد افرادی که به شدت برونگرا هستند، این حریم محدود شده و زیاد به چشم نمیآید. اما افراد درونگرا برای خود حریم خصوصی گستردهتری قائل هستند.

پس در نتیجه برای اینکه فردی اجتماعی باشید باید این حریم خصوصی را محدود کنید و زیاد خود را در پیله تنهاییتان محصور ننمایید. اگر یکبار دست به این کار بزنید، تکرار آن برایتان راحتتر خواهد شد.

بطور مثال اگر تازه به یک ساختمان نقل مکان کردهاید و مواجه با همسایههای جدید چندان هم کار سادهای به نظر نمیآید، برای غلبه بر این ترس میتوانید هر روز صبح شما برای سلام کردن پیش قدم شوید.

البته لازم به ذکر است که لازم نیست از همان شروع کار گامهای بیش از حد بلندی بردارید، همیشه مسیرهای جدید را با گامهای کوتاه شروع کنید تا رفتهرفته به شرایط جدید عادت کنید.

● هنر خوب صحبت کردن را یاد بگیرید
درست است که خوب گوش دادن مهارت بسیار مهمی است و شاید در بیشتر مواقع مهمتر از خوب صحبت کردن باشد، اما بههرحال خوب صحبت کردن خصیصه ایست که در بین تمام افراد درونگرا مشترک است.

پس شما هم اگر میخواهید خود را در این گروه جای دهید باید زره و کلاه خود به تن کرده و به جنگ سکوت بروید و بتوانید بیوقفه حرف بزنید. اما خوب میدانید که در عمل توانایی چنین کاری را ندارید.

مطمئناً شما و تمام درونگراها بر این عقیدهاید که بهترین گفتگوها آنهایی هستند که به عنوان متکلم نقش کمی در آن داشته باشید، و به عنوان یک درونگرا خوب میدانید که از بودن در یک جمع دوستانه و تنها شنونده سخنان آنها بودن چه احساس خوبی در شما ایجاد میشود.

اما از همین امروز رویه خود را تغییر دهید. برای شروع تنها چند کلمه هم کفایت میکند. لازم نیست مثل یک برونگرای حرفهای مسلسل وار حرف بزنید، همین که بتوانید در حد چند کلمه نظرات و احساسات خود را بیان کنید، اعتماد به نفس شما برای برخورد با موقعیتهای اجتماعی افزایش مییابد.

در اینجا وقت آن شده که فوت کوزه گری افراد برونگرا را به شما یاد دهیم، این افراد بدون اینکه مطمئن باشند درباره چه موضوعی میخواهند صحبت کنند، باب گفتگو را باز کرده و همچنان به حرف زدن ادامه میدهند.

پس شما هم فقط حرف بزنید تا حرف زده باشید. شاید باز هم برای شما که به چنین روشهای نه چندان دل چسبی عادت ندارید، انجام چنین اعمالی کمی سخت باشد اما بههرحال در همین حد که برای صحبت تلاش کنید پیشرفت خوبی محسوب میشود.

بالاخره روزی میرسد که شما هم مثل یک برونگرای واقعی بیوقفه حرف بزنید!

● لذت درونگرایی
در آخر اگر از حق نگذریم، در درونگرایی لذتی هست که در برونگرایی نیست. شما به عنوان یک فرد درونگرا میتوانید از کارایی خود حداکثر استفاده را ببرید. همچنین خلوت تنهایی بهترین فضا برای تفکر و کارهای خلاقانه است.

پس این درونگرا بودن چندان هم بد نیست و باعث افزایش و ارتقای مهارتهای دیگر شما میشود.
ایدهآلترین روش برای بکار بستن در زندگی تلفیقی از درونگرایی و برونگرایی است. میتوانید به کمک مهارتهای اجتماعی افراد برونگرا و آرامش ذهن و نظم و ترتیب افراد درونگرا از زندگی خود لذت برده و حداکثر استفاده را از تواناییهای خود ببرید.

اصلاً مهم نیست تستهای روانشناسی چگونه درباره شما قضاوت کنند.

● برونگراها و درونگراها
برونگرایی و درونگرایی اصطلاحاتی است که «ک.گ.یونگ» وضع کرده و حاکی از دو نوع شخصیت متناقض است. فعالیت کلی یا شوق و کشش در شخص برونگرا آفاقی (یعنی متوجه دنیای خارج) و در درونگرا انفسی (یعنی متوجه بدون شخص) است.

هر کس به این هر دو متمایل است، اما همواره بر اثر محیط و خصوصیات خلقی، یکی بر دیگری تفوق دارد و بهنحو بارزی آشکار میشود. برونگرایی حاد فرار نامعقول و غیرمنطقی از نفس و نمایش دادن احساسات در جمع است (مانند هیستری و هیجان شدید) و درونگرایی حاد عبارت از عقبنشینی به دنیای درون است، و درین حال خیالبافی جانشین واقع بینی میشود. «یونگ» بیماری تقسیم خاطر را اختلال مشاعر شخص درونگرا میداند.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

مردها حتی در روابط دوستانه قبل از ازدواج نیز به دنبال دخترهای زیبا هستند

مردها همیشه در رویای یک زن زیبا هستند ، حتی اگر خودشان بسیار زشت باشند یا زیبا باشند. این حس در تمامی مردان وجود دارد و تنها مختص به یک یا دو نفر نیست و در نهان تمام مردها این حس وجود دارد فقط درصد آن کمی بیشتر یا کمتر است .

مردها حتی در روابط دوستانه قبل از ازدواج نیز به دنبال دخترهای زیبا هستند ، در تحقیقی که بر روی درصد زیادی از مردها انجام شد مشخص شده است که این حس در تمامی مردان وجود دارد و تنها مختص به یک یا دو نفر نیست و در نهان تمام مردها این حس وجود دارد فقط درصد آن کمی بیشتر یا کمتر است .

اما به چه دلیل ؟
هنگامی که یک مرد با یک زن مواجه می شود او را از هر لحاظ می پسندد جز مسئله زیبایی، معتقد است که اگر توانسته است او را پیدا کند پس می تواند شخص دیگری را نیز پیدا کند و به همین دلیل گزینه اول را رها می کند و به دنبال شخص دیگری می رود زیرا معتقد است که زن های بسیار زیبایی وجود دارند و مصرانه بر این مساله تاکید می کنند  که "  زن های زیبای بسیاری وجود دارند".

جالب است بدانید که خانم ها همچین رویایی را در زمان نوجوانی خود دارند و زمانی که به دوره جوانی می رسند این رویا دیگر رنگ می بازد و جلای اولیه خود را ندارد معمولا دخترها در دوره نوجوانی در رویای این هستند که شخصی با یک اسب سفید به دنبال آنها می آید ، غول ستمگر را می کشد و او را به همسری خود برمی گزیند اما پسرها از همان ابتدا واقع گراتر هستند و به دنبال این وقایع نمی روند اما همیشه به دنبال یک زن زیبا هستند .

یک پرنسس زیبا ، پرنسسی که تنها مالکش خود اوست، رویاهایی هستند که در ذهن پسران جوان می چرخد و در اکثر مواقع با شکست مواجه می شوند زیرا تنها معیار زیبایی برایشان مطرح می شود و چشمشان را در برابر سایر گزینه های کلیدی که مهم تر از زیبایی ظاهری هستند می بندند  در نهایت نیز به زندگی بدون عشق می رسند . نتایج  یک نظرسنجی که توسط یک روان شناس فرانسوی در فرانسه انجام شده است ، بیانگر موضوعات زیر می باشد .

هنگامی که از مردها سوال می شود آیا دوست دارند  که یک همسر مثل سیندرلا داشته باشند :
بسیاری از آنها این موضوع را نمی پذیرند و می گویند همسری مثل سیندرلا را نمی پذیرند در صورتی که نام یکی از  بازیگران یا خوانندگان هالیوودی را ذکر می کنند و عنوان می کنند که مایلند این شخص همسر او باشد .

این موضوع بیانگر تغییر دید نسبت به زیبایی است . دیگر دختر ساده و در عین حال زیبایی مانند سفید برفی یا سیندرلا محبوبیتی را که باید در بین جوانان قرن حاضر داشته باشد را ندارد و در عوض مدل ها و هنرپیشه ها جایگزین آن می شوند.

یکی از دلایلی که ذکر می شود مبنی بر این موضوع است که سفید برفی یا سیندرلا دارای شخصیت هایی ساده بوده اند.

برخلاف اینکه گفته می شود بسیاری از آقایان خانمهای ساده را بیشتر می پسندند اما این روان شناس فرانسوی در طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که  مردها دوست دارند خانم هایشان همیشه آرایش داشته باشند.

بسیاری از آقایان معتقد هستند که تنها مادرشان زیبا بوده و شخص دیگری نمی تواند زیبایی او را داشته باشد به همین دلیل به دنبال شخصی هستند که از مادرشان زیبا تر باشد .البته لازم به ذکر است زیبایی مادر تنها به دلیل زیبایی صورت مطرح نیست بلکه به دلیل زیبایی هایی معنوی که برای فرزندان دارد بخصوص در ذهن پسران ماندگار می شود ، به دلایلی مانند عقده های ادیپ.

عقده ادیپ چیست :
عقده ادیپ ، عقده ای که در آن فرزند پسر ،پدرش را از بین می برد تا بتواند به ازدواج با مادرش برسد و مانعی بر سر راه نباشد ، این موضوع یک داستان افسانه ای و در  کتب روان شناسی  فروید بسیار بحث شده است . 

بخاطر داشته باشید که پرنسس نیز پیر ، بیمار و زشت می شود و در نهایت تمام انسان ها روزی به مرگ نزدیک می شوند . در تمام روزهایی که گقته شد با وجود یک پرنسس زشت چه خواهید کرد ؟ پس به دنبال زیبایی های دیگری در وجود همسرتان باشید.
اما زیبایی های دیگری نیز در این نظرسنجی مورد توجه قرار گرفته اند :
بسیاری از آقایان ذکر کردند که منظورشان از زیبایی ، زیبایی باطنی است نه زیبایی ظاهری و این زیبایی را این چنین توصیف می کنند :

* آنها به دنبال دختر و همسری هستند که مهربان و سخت کوش باشد ، به صحبت های آنها گوش دهد و با هم  تفاهم داشته باشند .

*زنی که قوی و مصمم باشد و  او را در کارهایش به دنبال خود بکشد.

*بسیاری از مردها معتقد هستند که  تنها موردی که برایشان بسیار مهم است ، روابط زناشویی شان است حتی اگر زنشان کمی زشت باشد البته کمی نه خیلی ، در صورتی که روابط زناشویی خوبی با او داشته باشند این موضوع برایشان کمتر آزار دهنده است.

*باید به خاطر داشته باشید که شما تنها برای داشتن رابطه های زناشویی یا اعمال خارق العاده ای که در فیلم های غیر اخلاقی نشان داده می شود ازدواج نمی کنید علاوه بر ارضاء نیازهای جنسی شما نیاز به ارضاء نیازهای روحی تان نیز دارید . اگر تنها برای ارضاء این حس ازدواج می کنید بسیار در اشتباه هستید.

این روان شناس در ادامه به تمام آقایان توصیه می کند : افرادی که با این هدف وارد مسائل عاشقانه و احساسی  خطرناکی مانند روابط زناشویی می شوند با همان شدت و سرعت نیز خارج می شوند زیرا رابطه زناشویی رابطه ای نیست که تنها ملاک خود را بر اساس زیبایی زن قرار دهید . همان طور که همیشه گفته می شود زیبایی ظاهری ممکن است با یک اتقاق ساده از بین برود اما این زیبایی باطنی است که هیچ گاه از بین نمی رود و به تمام آقایانی که دارای این دید نسبت به زن هستند ، توصیه می کند که شیوه نگارش خود را تغییر دهند تا در زندگی های مشترکشان دچار مشکل نشوند .

وی می افزاید : مکانی که شما با همسر آینده تان روبرو می شوید نیز نقش مهمی دارد با یک نگاه، عاشق می شوند و زندگی مشترکشان را تشکیل می دهند و به سرعت همان یک نگاه، از هم جدا می شوند.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

تهدید به خودکشی شاید به اندازه اقدام به خودکشی جدی نباشد اما برخی ضروریات وجود دارد که اطرافیان فردی که تهدید به خودکشی میکند، باید به آن توجه داشته باشند...

 اول اینکه تهدید به خودکشی را در ذهن جدی بگیریم. دوم آنکه از بحث و جدل و به چالش کشیدن فرد خودداری کنیم. نصیحت کردن یا بحث در مورد اینکه چرا تصمیم به خودکشی گرفته یا اینکه تصمیم او اشتباه است، کار درستی نیست. سوم اینکه نباید فرد را خشمگین و تحریک کرد. چهارم اینکه با متانت و حوصله باید او را آرام کرده و به شکل غیرمستقیم باید با او صحبت کنیم.
 مثلا به او بگوییم: «به نظر میرسد مشکلی دارید. میخواهید در مورد این مشکل با هم صحبت کنیم؟» نکتهای که بسیار قابلتوجه است این است که تمامی مراحل باید به گونهای باشد که فرد در آینده از تهدید به خودکشی به عنوان اهرم رسیدن به خواستههایش استفاده نکند. این مراحل باید با ظرافت طی شود تا در آینده فرد از تهدید به خودکشی به عنوان وسیلهای برای باجخواهی استفاده نکند. ششم اینکه وسایل خطرناک، دارو و هر نوع وسیلهای که فرد بتواند از آن برای خودکشی استفاده کند، باید از دسترس او دور شود و هفتم اینکه به درمانهای زمینهای پرداخته شود و باید به دنبال علتیابی باشیم که چرا فرد قصد خودکشی دارد. معمولا تهدید به خودکشی در کسانی دیده میشود که به نوعی برخی صفات شخصیتی نظیر زیادهخواهی یا افسردگی دارند یا مبتلا به بیماریهای خاص روانی یا اعتیاد هستند. ارجاع به روانشناس یا روانپزشک یا افرادی که به نوعی میتوانند به فرد کمک کنند لازم است. توجه به درددل افرادی که به خودکشی تهدید میکنند مساله مهمی است که اطرافیان باید به آن بپردازند و با گوش شنوای فعال با متانت، صبر و حوصله گوش دهند و به شکل غیرمستقیم به حل آنها بپردازند.

تهدید به خودکشی در خانمها شایعتر اما اقدام به خودکشی در آقایان شایعتر است. زنان در مقایسه با مردان 4 برابر بیشتر تهدید به خودکشی میکنند اما مردان معمولا موفقترند. دلیل این امر هم خشم از اطرافیان، افسردگیهای مزمن، ناکامی و ناامیدی است. در صورتی که فردی دست به خودکشی زد سریعا باید قضیه را پیگیری کرد و اقدامهای درمانی حاد را انجام داد.

خانواده باید در این بین آرامش خود را حفظ کرده و به هیچ عنوان گیج نشوند. لازم است برحسب نوع خودکشی ناموفق اقدامهای روانشناختی مختص به روش خودکشی صورت پذیرد. خانواده باید به گذشته برگردند تا متوجه شوند چرا فرد دست به چنین عملی زده است و آیا لازم است تغییراتی در روش زندگی و ارتباطها داده شود یا خیر. اگر ریشههای بیماری نظیر افسردگی و اختلالهای روانپزشکی حاد در فرد وجود دارد لازم است متخصص فن آنها را درمان کند.

روانپزشکان معتقدند همه چیز باید به شکل شفاف بیان شود و هرگونه پنهانکاری ممکن است نتیجه معکوس به دنبال داشته باشد. اطلاعات ارائهشده باید شفاف باشد اما نباید همه اطلاعات را در اختیار همه قرار داد. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. بسته به زمان و مکان باید اطلاعات به شکل شفاف داده شود.

اما خودکشی در چه افرادی بیشتر دیده میشود؟ آمار خودکشی در خانوادههای درهم ریخته، افسرده، خانوادههایی که به طلاق گرفتارند، افراد مجرد و معتاد بالاتر است. افرادی که از نظر مذهبی نیز اعتقادات کمتری دارند بیشتر دست به خودکشی میزنند. بیماریهای جسمی سنگین، سالمندی و مرگ عزیزان هم میتواند سبب افزایش گرایش به سمت خودکشی شود. در صورتی که در یک جامعه تنشها کاهش یابد، روابط بهتر و نزدیکتر شود، شایعهها کم شود، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی پایین بیاید و درنهایت میزان ناکامیها کاهش یابد، آمار افسردگی و به تبع آن آمار خودکشی کاهش مییابد.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

دانشمندان معتقدند دلیل اصلی دشوار بودن جدایی و شکست عشقی در مغز انسان نفهته است. تحقیقات نشان میدهد افرادی که دچار این حالت میشوند مشابه با اشخاصی هستند که برای ترک اعتیاد تلاش میکنند.

با بررسی مغز افرادی که به تازگی دچار شکست عاطفی شده و برای مثال طلاق را تجربه کردهاند دانشمندان متوجه شکل الگوهای خاصی در مغز انسان شدند که به این مشکل دامن میزند.

دانشمندان متوجه شدند مردان و زنانی که طلاق را تجربه کردهاند با نگاه کردن به عکس همسر سابقشان نواحی خاصی در مغزشان فعال میشود که مرتبط با کنترل احساسات، دریافت پاداش و نیاز اعتیاد گونه است و علاوه بر آن احساس وابستگی و درد و رنج حاصل از جدایی را در فرد تقویت میکند.

این مطالعات نشان میدهد که چرا برای بسیاری از افراد غلبه بر حس ناشی از جدایی مشکل است و چرا برخی در هنگام بروز این مشکلات عاطفی رفتارهای افراطی مانند خودکشی از خود نشان میدهند.

دکتر هلن فیشر از دانشگاه راتگرز که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: عشق مانند اعتیاد است. احساس علاقه میتواند مانند یک اعتیاد قدرتمند در بدن انسان شکل بگیرد که جدایی میتواند تاثیرات بسیار مخربی روی ذهن و روان انسانها داشته باشد.

فیشر در این باره گفت: ما فکر میکنیم که شکل مغز برای پذیرش عشق از میلیونها سال قبل برنامه ریزی شده است که باعث میشود اجداد ما بتوانند انرژی و وجود خود را برای یک نفر متمرکز کنند و فرآیند همسریابی را آغاز کرده و ادامه دهند.

زمانی که شما در فرآیند جدایی وارد میشوید یکی از بهترین مواهب زندگی را از دست میدهید. مغز شما طوری فعالیت میکند که شما را وادار به بازگرداندن همسرتان کند و این حالت میتواند به شکل اعتیاد گونه عمل کند.

فیشر و همکارانش مغز 15 داوطلب را که به تازگی دچار شکست عاطفی شده بودند اسکن کردند. این افراد با وجود پایان یافتن زندگی مشترکشان هنوز هم به همسر خود علاقه داشتند. به طور متوسط این افراد دو سال با همسر خود زندگی کرده بودند و تقریبا 2 ماه بود که از او جدا شده بودند.

در این تحقیقات از سوالات خاصی استفاده شد تا شدت عشق و علاقه این افراد بررسی شود. بررسیها نشان داد که این افراد 85 درصد از اوقاتی را که در بیداری هستند به همسر خود فکر میکنند.

این تحقیقات نشان داد نگاه کردن به تصویر همسر سابق باعث فعال شدن قسمتهایی از مغز میشود که با پاداش و انگیزه مرتبط هستند. این ناحیه در افراد علاقه مند هم به شدت تحریک میشود و رضایت فرد از زندگی گذشتهاش یا داشتن خاطرات بد از آن دوران معمولا تاثیری در فعالیت این ناحیه ندارد.

به عبارت دیگر جدایی برای بسیاری از انسانها بسیار مشکل است و حتی میتواند فرد را با مشکلات عاطفی شدید مانند افسردگی و ناامیدی رو به رو کند.

چاره چیست؟
البته برای این افراد روشهایی هم برای غلبه بر این احساس وجود دارد. دانشمندان متوجه شدند زمان بهترین مسکن است. هرچه زمان بیشتری از جدایی میگذرد به همان اندازه فعالیت بخشهای مرتبط کاهش پیدا کرده و ممکن است از شدت علاقه فرد کم شود.

گذشت زمان سبب میشود فرد بتواند منطقیتر در مورد گذشته خود بیندشید و خوبیها و بدیهای آن را بهتر بسنجد. این موضوع سبب میشود او بتواند بهتر در مورد گذشته خود قضاوت کند.

این بررسیها همچنین نشان میدهد صحبت کردن در مورد این موضوع یکی از بهترین روشها برای کاهش اثرات آن است.

با این کار شرایطی برای مغز فراهم میشود که میتواند بهتر در این مورد تفکر کند و روشهای موثری برای کنار آمدن با آن ابداع کند.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوریکه انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس :

• افراد شاد، بهتر از دیگران كار میكنند:
- افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادیبخش هستند و در محیط كار، روابط خوبی با همكاران دارند در نتیجه:
- در كار گروهی، همكاری بهتری خواهند داشت.
- اگر مدیر باشند، روابط خوبی با كاركنان دارند.
- اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
- اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.

• افراد شاد، خلاقترند:
اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلقوخوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاقتر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده ذهن بوده و تفكر خلاق دارند.

• افراد شاد، بهجای آنكه مرتب شكایت كنند مشكلات را حل میكنند:
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر كپهی خاك بهنظر یك كوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشكلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نقزدن حلكنید. شادبودن موجب میشود که به مشكلات، از جنبههای مختلف بنگرید.

• افراد شاد، انرژی بیشتری دارند:
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند بنابراین بهتر میتوانند از عهدهی كارها برآیند.

• افراد شاد، خوشبینترند:
افراد شاد، مثبتاندیشتر و دارای چشمانداز مثبتی هستند. دكتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.

• افراد شاد، باانگیزهترند:
انگیزهی كم بهمعنی بهرهوری پایین است. یكی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیهی شادابی در آنان است.

• افراد شاد، كمتر بیمار میشوند:
اگر شغلتان را دوست نداشته باشید، احتمال اینكه به بیماریهایی مانند دیابت، فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسك كمر و... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین، بیشتر مستعد استرسها و افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای كه در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دوهزارنفر از پرستاران در "آمریكا" صورتگرفت، نشانمیدهد پرستارانی كه شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیشتر از كمتحركی و سیگاركشیدن، در معرض خطر میباشد.

• افراد شاد، آموزشپذیرترند:
وقتی شاد و در كمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.

• افراد شاد، كمتر نگران خطاكردن هستند؛ در نتیجه كمتر مرتكب خطا میشوند:
وقتی در محیط كار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، كمتر شما را دچار هراس میكند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به كارتان ادامه میدهید، به دیگران نمیگویید: "دست و پایم را گمكردهام، كار را شما ادامه دهید"؛ بلكه استوار و محكم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی كرده و آن را جبران میكنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنیست كه احتمال بروز خطا را كم كردهاید.

• افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند:
روشهای كاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمركز حواس كافی ندارند، در چارچوب اهداف سازمان فعالیت نمیكنند و اینكه آنی تصمیمبگیرند، زیاد است؛ برعكس افراد شاد، تصمیمات بهتر و منطقیتری میگیرند و در كارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

دانشگاه هاروارد (Harvard University) یک دانشگاه خصوصی در شهر کمبریج ایالت ماساچوست در ایالات متحده آمریکا است. هاروارد در سال ۱۶۳۶ توسط هیأت قانونگذاران «مهاجرنشین (کولونی) خلیج ماساچوست» ساخته شد. این دانشگاه اولین موسسه آموزش عالی در کشور آمریکا و همچنین اولین بنیاد در آمریکای شمالی به شمار می رود. نام آن در ابتدا «دانشکده نو» یا «دانشکده در شهرک نو» بود که بعدها در ۱۳ مارچ ۱۶۳۹ کشیشی به نام «جان هاروارد» ۴۰۰ جلد کتاب به کتابخانهی این دانشگاه و همچینین مبلغ ۷۷۹ پوند به این دانشگاه کمک نمود و از این رو نام «هاروارد» بر این دانشگاه ماندگار گردید.



به گزارش پایگاه خبری «تازه»، دانشگاه هاروارد همیشه بالاترین رتبههای دانشگاهها را در سطح جهان داشته و یکی از قدرتمندترین موسسههای مالی غیرانتفاعی میباشد. در حال حاضر هزینه ی تحصیل در این دانشگاه سالیانه 35 هزار دلار می باشد. همچنین طبق براوردهای موسسات مالی آمریکا، پشتوانه مالی این دانشگاه به بیش از 28.8 میلیارد دلار می رسد.

تاریخچه تاسیس و سیر تحول

در سال ۱۶۳۸ جان هاروارد یکی از وزیران پیوریتان (نام گروهی از دینداران انگلیسی در سدههای شانزدهم و هفدهم میلادی بود که پشتیبان سرگی در پرستش و تعالیم دینی بودند. پیوریتنها بر این باور بودند که حال که خدا گروهی را فرادست گروه دیگر گذارده پس این فرودستی باید در جامعه رعایت شود و فرودستان فرمانبردار فرادستان باشند. با کوچ گسترده پیروان این مکتب پای این کیش به آمریکا هم باز شد. در ضمن پیوریتانها به عنوان «اصولگراهای رادیکال» و یا «مسیحیان صهیونیست» در مسیحیت معروف هستند.) و وزیر امور داخلی آمریکا که استاد یکی از شعبههای دانشگاه کمبریج بود در هنگام مرگ، نیمی از سرمایه و املاک خود را که ۷۸۰ پوند بود با چهارصد جلد کتاب بهکالج بخشید و کالج مزبور در سال ۱۶۳۹ بهافتخار این مرد، هاروارد نامیده شد. تاریخچه هاروارد در حقیقت از سال ۱۶۴۰ آغاز میشود. نخستین جشن دانشآموختگان دانشگاه هاروارد در سال ۱۶۴۲ برگزار شد. بر سردر این دانشگاه لوحهای نصب شده که متن آن چنین است:

«چون خداوند بهسلامت ما را بهسرزمین نیوانگلند رسانید، به یاری او خانههای خود را ساختیم و برای ادامه زندگانی خود وسایلی برانگیختیم و مکانهای مناسبی برای پرستش پروردگار پیافکندیم و به تشکیل یک دولت غیرنظامی همت گماشتیم. اما آرزوی بزرگی را که در قلب خود میپروراندیم و در پی تحقق آن روزشماری میکردیم، آموزش و پرورش بود که سعادت جاودانه در پی داشت. ما نمیخواستیم که دیو بیسوادی در کلیساها بجای ماند و کشیشان ما در تاریکی نادانی بهسر برند.»



تندیس جان هاروارد در محوطه دانشگاه هاروارد



نشان دانشگاه

در سال ۱۷۸۰ کالج هاروارد به دانشگاه هاروارد تغییر یافت. نخستین مدیران و رهبران کالج طبعاً کلیسا بود، اما در پی تغییراتی که در ترکیب هیئت ناظران دانشگاه پدیدار شد، دانشگاه هاروارد از زیر کنترل روحانیت و سرانجام از قید سیاستمداران دولتی رهایی یافت. از سال ۱۸۶۵ هیئت مدیره دانشگاه از بین دانشآموختگان پیشین آن برگزیده شدند و کنترل دانشگاه را به طور کامل بهعهده گرفت.


قدیمی ترین نقاشی از دانشگاه هاروارد، سال 1767


نمایی از دانشگاه هاروارد، سال 2011

در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی هنگامی که اتحاد میان پیوریتانها از نظر سیاست ومذهب عملی شد، بار دیگر عقاید روحانیون انجیلی در عقاید مذهبی دانشگاه مشکلات متعددی پدید آورد. افراد محافظهکار بار دیگر در هیئت ناظران رخنه کردند. تاریخ این کالج از سال ۱۶۷۳ تا ۱۷۲۸ بسیار پرآشوب بود، یکی از عوامل مهم این ناآرامیها، تأسیس دانشگاه ییل به وسیله محافظه کاران نیوانگلند بود که بهدنبال ناکامیهای خود در اداره دانشگاه هاروارد، اقدام به بنای این دانشگاه نمودند.

دگردیسی

نخستین رئیس هیئت مدیره دانشگاه هاروارد در سال ۱۷۹۲ انتخاب و در سال ۱۸۰۵ کرسی دانشکده الهیات این دانشگاه، بهاستادی مؤمن و موحد واگذار شد. سرانجام در سال ۱۸۴۳، هیئت ناظران دانشگاه، بهریاست یک روحانی و مرکب از اشخاص شایسته آغاز بهکار کرد. عبادت و نمازگذاری که تا آن زمان در دانشگاه هاروارد اجباری بود، در سال ۱۸۸۶ از صحنه دانشگاه برچیده شد. پیرو این تغییر و تحول، روند تشکیلاتی و اداری دانشگاه هاروارد از مسیر عقیدتی و سیاسی بنیانگذارانش خارج شد. امروزه دانشگاه هاروارد و دانشآموختگان آن در ارتباط و همبستگی کامل با پیشرفتهای فکری مردم ایالات متحده آمریکا قرار دارد.


نمایی از محوطه دانشگاه هاروارد در زمستان، با خوابگاه دانشجوی سال اول در پس زمینه آن

در زمینه علوم و ادبیات و فلسفه چهرههای شناخته شدهای از این دانشگاه دانشآموخته شدهاند که امروزه از مشاهیر جهان محسوب میشوند. فارغ التحصیلان این دانشگاه تاکنون موفق به کسب 41 جایزه نوبل در رشته های گوناگون شده اند و 7 رئیس جمهور امریکا (جان آدامس، جان کوینسی آدامس، رادرفورد بی. هیس، تئودور روزولت، فرانکلین دی. روزولت، جان اف. کندی و باراک اوباما) از جمله فارغ التحصیلان هاروارد می باشند.


سالن ماساچوست (1720)، قدیمی ترین ساختمان در دانشگاه هاروارد

این دانشگاه هم اکنون دارای 19.000 دانشجو، 13.000 کارمند و حدود 2400 عضو هیات علمی بوده و رئیس فعلی آن نیز «پروفسور درو گیپلین فاوست» است. همچنین این دانشگاه یک روزنامه به نام «هاروارد کریسمون» نیز دارد. اما یکی از هیجان انگیزترین بخش های این دانشگاه، کتابخانه عظیم آن است. ظرفیت کتابخانه این دانشگاه به بیش از 15 میلیون جلد کتاب می رسد. کتابخانه دانشگاه هاروارد نه تنها قدیمیترین مجموعه فرهنگی در آمریکا بلکه با شعبات خود، بزرگترین کتابخانه دنیاست و در حال حاضر دارای 14.5 میلیون جلد کتاب، رساله و میکروفیلم است. همچنین بنیاد دانشگاه هاروارد با سرمایهای معادل 28.8 میلیارد دلار، ثروتمندترین دانشگاه جهان است.


سالن مطالعه در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد

برچسب: نویسنده: حامد غریب دوست تاريخ: چهارشنبه 16 فروردين 1391 ساعت: 2:53

صفحه بندی